نه تو میمانی ، نه اندوه میماند و نه هیچیک از مردم این آبادی ...
به حباب نگران لب یک رود قسم ،
و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت !
غصه هم میگذرد ، آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ...
لحظه ها عریانند ...
به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز ...
شعر : * سهراب سپهری *
ممنونم. عالی
زنده باشی آبجی خوبم
عالی بود عزیزم
[ هزارتا گل ]
زنده باشی گلم
{هزار به توان هزارتا گل خوشگل دیگه}
بابت همه مهربانی هات تمام گل های دنیاهم کافی نیست
دوست دارم ابجی جان و از خدا همه خوبی ها رو برات میخوام
مرسی عزیز دلم . خودت گلی آبجی باران گلم . انشاالله همیشه شادیتو ببینم ، همچنین عزیز دلم ، در جواب این همه لطف و محبت جوابی جز دوست داشتن ندارم ، از صمیم قلبم دوستت دارم آبجی خوبم




میگن خدا وقتی میخواد بزرگی آدمها رو اندازه بگیره
متر رو به جای قدشون دور قلبشون می گیره
تقدیم به شما که قلبتون بزرگتر از قدتونه
ایام به کام[گل]
بسیااااااااااااااااااااار بسیاااااااااااااااااااار زیبا . مرسی از لطف و محبتتون .
یک دنیا سپاس
اشکهایم که سرازیر میشوند……
دیری نمیپایدکه قندیل میبندد…
عجیب سرد است هوای نبودنت.....
بوی مهربانی می آید ، میدانم ...
دوباره در مسیر باد ایستاده ای ...
خیلی زیباگفته !دست سهراب درد نکنه
برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم
که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند،
گوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشیمان بشنود،
برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است
سخن بگوییم.
ایام به کام [گل]
قشنگ بود . مرسی . انشاالله ...
شاد باشین . یا حق ...
بسیار زیبا بود...
سپاس گلم ...
به گمانم یادت پنجره ی احساسم را میکوبد ، چرا که در دلم هوای دلتنگی به پاست....
مرسی مامان محمد جان
زنـבگـے چـه بـا خـلاف چـه بـی خـلاف چـه بــر خـلاف
مـے گذرב ...!!
آره ...
انشاالله چرخ زندگیتون بر وفق مرادتون بچرخه آبجی خوبم ...
یک دسته گل رباعی به صبا وسعتی از احساس
............
من مانده ام ودلی غریب وساده
این رهگذر همیشه دور از جاده
روی دل نــازک شما چنــدین بار
دیـدم که شماره ی دلـم افتاده
.............
من اهل شکسته های بی پیوستم
با یک دل خون که مانده روی دستم
بار دل من چه قـــدر سنگین بستند
شاید به گناه این که شاعر هستم
................
شایددلم از چشم تو شک بـردارد
از قنـــد لبــت گـاه نمـــک بـردارد.
ازهق هق گریه های خود میترسم
هــرشب دل نــازکم تـــرَک بـردارد
.............
با خلوت سـوت وکـورعادت کردیم
با کـوچـه ی بی عبور عـادت کردیم
مانندکسی که عکس ازاومی گیرند
لبخنـــد زدن.بـه زور. عـادت کردیم
..............
تو. با دل من چقـــدر....هـم میــزانی
در صـبـح دلــم نســیم گلــریــزانـی
چون قطره ی اشک.می چکی ازچشمم
از گـــونـــه ی مــن همیــشه آویـــزانی
...........
قمر بنی هاشم ابوالفضل العباس ع
وقتی که جهان زعشق واحساس افتاد
گلبـرگ گـلی زشاخـــه ی یــاس افتاد
شـــد بــال صـعــود جمله ی عالمــیان
آن دست کـــه از پیــکــــرعبــاس افتاد
.............
انتظار
هجـر تو زدرد وداغ دلگیــرم کرد
اندوه وغــم زمان زمیـنگیرم کرد
گفتندکه جمعـه میـرسی ازکعبه
این رفتن جمعه جمعه ها پیرم کرد
...........
در سیـنه ی من به اشتـباه افتادی
با ساز خودت به اشک و آه افتادی
من تازه به خواب رفته بودم ای دل
تــو در دل شب تـازه به راه افتادی
ـــــــــــ
از خاطر من حال وهــوایت نرود
تصویر شکسته بسته هایت نرود
ازسمت دل شکسته ام می آیی
آهسـته بیا شـیـشه به پایت نرود..... اشعار....هاشمی زاده
سلام به شما استاد بزرگوارم ، یک دنیا سپاس از لطف و محبت شما ، تک تک رباعیات شما زیبا هستن ، مرسی . دسته گل زیبایی بود :) ، کلامتون همیشه شیوا ، زیبا و جاوید ، پایدار باشید .